تبليغاتX
اخلاق و رفتار اسلامی


اخلاق و رفتار اسلامی
رذایل و فضایل اخلاقی از نظر اسلام (قرآن و اهل بیت)_تهذيب نفس_علم و عمل
 

 

  فقط 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان باقي مانده  

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: طبق گفته اكثر محققان از يك هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقي مانده است.

اسماعيل شفيعي سروستاني دوشنبه شب در همايش آخرالزمان كه در دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سئوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

http://96.0.54.242/tab/pics2/20091104648204348.jpgوي ادامه داد: با وجود اينكه گوش‌هاي زيادي در جهان براي شنيدن در خصوص اين موضوع آماده است ولي ما از آن زياد سخن نمي‌گوييم براي نمونه در دانشگاهي مانند دانشگاه بين‌المللي كه به نام امام خميني (ره) مزين است و در شهري مانند قزوين كه شهري با سابقه فرهنگي است و در نقطه مركزي ايران واقع شده است دو واحد درس اختياري در خصوص آخرالزمان، فرجام‌شناسي وجود ندارد.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اضافه كرد: اين جاي تعمل دارد كه چرا موضوعي كه در جهان امروز در رأس همه مباحث جدي است ذهن جوانترين گروه اجتماعي در اين جامعه درگير آن نيست و اين مبحث بزرگ است و چگونه چشم‌ها از روي موضوعي به اين مهمي و بزرگي چرخيده و متوجه آن نيست.



ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388   ساعت 0:37 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  آموزه‏های اخلاقی در دعای حضرت مهدی(عج) (14)  
آموزه‏های اخلاقی در دعای حضرت مهدی(عج) (14)
 

در چهاردهمین فراز از دعای امام عصر(عج) چنین می‏خوانیم: «وَعَلَی الْمُتَعَلِّمین بالْجهْدِ و الرّغْبةِ؛ کوشش و شوق در راه تحصیل را به شاگردان کرامت فرما.»

در این فراز از دعا، سخن از دو ویژگی شاگردان ممتاز و برجسته به میان آمده که در عرصه تحصیل علم و کمال، پرتلاش شده و اشتیاق سرشاری به آموختن داشته باشند. شاگردی که شوق و تلاش به تحصیل و کسب علوم و فضایل نداشته باشد، هرگز به مقامات عالی علم و کمالات نخواهد رسید، چنان که در همه کارها، شوق و تلاش اثر به سزایی در رسیدن به مقامات و اهداف دارند. در مورد ویژگی اول اگر شوق و عشق به کاری نباشد، انسان نسبت به آن کار، دل سرد و دل زده است، و نمی‏تواند به توفیق عالی دست یابد، و اصولاً یکی از اصلی‏ترین ارکان توفیق عشق و شوق، و به عبارت دیگر ذوق است، از این رو استعداد سنجی و شناخت ذوق و شوق انسان در آنچه که دوست دارند، یکی از عوامل ترقّی و رشد شایسته است، و نقش مهمی در ترقّی انسان‏ها دارد. به هر حال آنان که از درس و بحث لذّت می‏برند، و با همه وجود مشتاق تحصیل و رشد هستند قطعاً به توفیقات عالی دست می‏یابند، ولی اگر چنین ذوق و شوقی در کار نباشد، در نیمه راه می‏مانند، و یا رشدشان بسیار کند و ناقص خواهد بود. با توجه به این که ویژگی دوم یعنی کوشش و تلاش نیز بستگی به عشق و شوق دارد.

بسیاری هستند که در مسیر راه خسته شده و با کمال افسردگی توقّف می‏کنند و یا به عقب بر می‏گردند، وقتی علت را از آنها می‏پرسی، در پاسخ می‏گویند ذوق و شوق این کار را ندارم، و یا شوق من در این راستا اندک است. بر همین اساس می‏توان گفت که برترین دعا برای شاگردان آن است که از درگاه الهی بخواهیم تا به آنها شوق و تلاش خستگی‏ناپذیر در راه تحصیل بدهد، که اگر خدای نکرده آنها از این دو موهبت محروم شوند، قطعاً به جایی نخواهند رسید.

تشویق اسلام به تحصیل و آموختن

فراز فوق در لباس دعا، انسان‏ها را به تحصیل علم و کمال، و شاگردی از محضر استاد و معلّم می‏ستاید، و از خدا می‏خواهد که شوق و تلاش را به شاگردان عطا فرماید. بنابراین تا شاگرد نباشیم، مشمول این دعای امام عصر(عج) نیستیم. در اسلام به تحصیل علم و کمال، و شاگرد شدن، و معلم شدن برای پرورش و آموزش شاگردان، اهمیت بسیار داده شده، و از آن بسیار تمجید و تشویق به عمل آمده است. قرآن می‏فرماید: «یرْفَعُ اللّه الَّذین آمنوا منْکُمْ و الّذینَ اوُتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ؛(1) خداوند کسانی را که ایمان آورده‏اند، و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‏بخشد.»

روشن است که کسی دارای علم می‏شود، که به تحصیل علم بپردازد و مدتی شاگرد و محصّل باشد، بنابراین چنین شاگردی، از نظر قرآن در جستجوی درجاتی عظیم از موهبت‏های الهی است. مقام تحصیل علم در درجه‏ای است که مطابق قرآن، خداوند به موسی (ع) که از پیامبران اولواالعزم است دستور می‏دهد برای شاگردی در محضر معلّمی (به نام خضر) سفر کند، و در نزد او به آموختن بپردازد. موسی(ع) مطابق دستور، به این سفر پر رنج تن می‏دهد و با یک نفر یار همسفر از مصر بیرون آمده، پس از پیمودن چند فرسخ به محل تلاقی دو دریا می‏رسند، حضرت خضر(ع) را در آنجا می‏بینند، موسی (ع) به محضر او رسیده و با کمال فروتنی به او می‏گوید: «... هَلْ اَتَّبِعُک علی انْ تُعلّمن ممّا عُلّمْت رُشْداً؛(2) آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟» از این عبارت استفاده می‏شود که موسی(ع) برای تحصیل و علم و شاگردی نمودن از محضر یک معلم، حاضر شده که از او پیروی کند و در همه جا دنبال او حرکت نماید، تا در پرتو آن، به مقام علم و کمال و صلاح دست یابد. آن معلم نیز مطابق آیات قرآن به او مشروط به این که صبر کند قول مساعد می‏دهد.(3)

رسول اکرم(ص) فرمود: «ما اسْترْذَلَ اللّهُ تعالی عَبْداً اِلّا حُرِّمَ الْعلْمُ؛(4) خداوند هیچ انسانی را مانند کسی که خداوند او را از تحصیل علم محروم نموده، کوچک و حقیر و خوار ننموده است.»

امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «اَلنّاسُ ثلاثَةٌ، فعالِمٌ رَبّانیٌ، و مُتَعَلّمٌ علی سبیل نَجاةٍ، و هَمَجٌ رعاعٌ...؛(5) مردم سه گروهند، اول علمای ربّانی و الهی، دوم دانش طلبان و شاگردان که در راستای نجات(در محضر استاد) دنبال تحصیل علم و کمال هستند. و سوم احمقان بی سرو پا ....»


ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388   ساعت 0:9 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  گره گشایی  
گره گشایی

صفوان در محضر امام صادق نشسته بود، ناگهان مردی از اهل مكه وارد مجلس شد و گرفتاریی كه برایش پیش آمده بود شرح داد، معلوم شد موضوع كرایه ای در كار است و كار به اشكال و بن بست كشیده است . امام به صفوان دستور داد:فورا حركت كن و برادر ایمانی خودت را در كارش مدد كن . صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل اشكال ، مراجعت كرد. امام سؤ ال كرد:چطور شد؟. خداوند اصلاح كرد.
بدانكه همین كار به ظاهر كوچك كه حاجتی از، كسی برآوردی و وقت كمی از تو گرفت ، از هفت شوط طواف دور كعبه محبوبتر و فاضلتر است . بعد امام صادق به گفته خود چنین ادامه داد:مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد كرد. امام حسن بلافاصله كفشها را پوشیده و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی رسیدند در حالی كه مشغول نماز بود. امام حسن به آن مرد گفت :تو چطور از حسین غفلت كردی و پیش او نرفتی گفت :من اول خواستم پیش او بروم و از او در كارم كمك بخواهم ، ولی چون گفتند ایشان اعتكاف كرده اند و معذورند، خدمتشان نرفتم . امام حسن فرمود:اما اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یك ماه اعتكاف برایش بهتر بود.


لینک ثابت | نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388   ساعت 9:53 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  بی نهایت عفت  
بی نهایت عفت

آورده اند كه نابینایی مادرزاد بود در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ، نام وی عبدالله ام مكتوم . روزی به در خانه رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمد و آواز داد. رسول صلی الله علیه و آله و سلم گفت : در، آی . فاطمه علیها السلام برخاست و در خانه شد تا وی برون رفت . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر سبیل امتحان گفت : ای فاطمه ! وی ترا نمی دید. گفت : ای ! پدر بزرگوار! اگر وی مرا نمی دید، من وی را می دیدم . چنانكه حق تعالی مردان را نهی كرده است در نامحرم نگاه كردن و گفته است : قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم ؛زنان را نیز نهی كرده است و گفته كه : قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن . خواجه صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حمد خدای را كه مردان و زنان ما را جمله عالم و دانا گردانیده است.
داستان عارفان/کاظم مقدم

لینک ثابت | نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388   ساعت 11:33 بعد از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  ماجرای خواندنی شعر معروف شهريار درباره حضرت علی(ع)  
آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .

حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .

حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!

شهریار این شعر را خواند :

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا



آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .
گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .

چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.

از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .

شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .

ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.

لینک ثابت | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388   ساعت 9:40 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  شاگرد بزاز  
شاگرد بزاز

جوانك شاگرد بزاز، بی خبر بود كه چه دامی در راهش گسترده شده . او نمی دانست این زن و زیبا و متشخص كه به بهانه خرید پارچه به مغازه آنها رفت و آمد می كند، عاشق دلباخته اوست و در قلبش طوفانی از عشق و هوس و تمنا برپاست . یك روز همان زن به در مغازه آمد و دستور داد مقدار زیادی جنس بزازی جدا كردند، آنگاه به عذر اینكه قادر به حمل اینها نیستم . به علاوه پول همراه ندارم ، گفت :پارچه ها را بدهید این جوان بیاورد و در خانه به من تحویل دهد و پول بگیرد. مقدمات كار قبلاً از طرف زن فراهم شده بود، خانه از اغیار خالی بود، جز چند كنیز اهل سر، كسی در خانه نبود. محمد بن سیرین كه عنفوان جوانی را طی می كرد و از زیبایی بی بهره نبود - پارچه ها را به دوش گرفت و همراه آن زن آمد. تا به درون خانه داخل شد در از پشت بسته شد. ابن سیرین به داخل اطاقی مجلل راهنمایی گشت . او منتظر بود كه خانم هرچه زودتر بیاید، جنس را تحویل بگیرد و پول را بپردازد. انتظار به طول انجامید. پس از مدتی پرده بالا رفت . خانم در حالی كه خود را هفت قلم آرایش كرده بود، با هزار عشوه پا به درون اطاق گذاشت . ابن سیرین در یك لحظه كوتاه فهمید كه دامی برایش گسترده شده است . فكر كرد با موعظه و نصیحت یا با خواهش و التماس ، خانم را منصرف كند، دید خشت بر دریا زدن و بی حاصل است . خانم عشق سوزان خود را برای او شرح داد، به او گفت :من خریدار اجناس شما نبودم ، خریدار تو بودم ! ابن سیرین زبان به نصیحت و موعظه گشود و از خدا و قیامت سخن گفت ، در دل زن اثر نكرد. التماس و خواهش كرد، فایده نبخشید. گفت چاره ای نیست باید كام مرا برآوری . و همینكه دید ابن سیرین در عقیده خود پافشاری می كند، او را تهدید كرد، گفت : اگر به عشق من احترام نگذاری و مرا كامیاب نسازی ، الا ن فریاد می كشم و می گویم این جوان نسبت به من قصد سوء دارد. آنگاه معلوم است كه چه بر سر تو خواهد آمد. موی بر بدن ابن سیرین راست شد. از طرفی ایمان و عقیده و تقوا به او فرمان می داد كه پاكدامنی خود را حفظ كن . از طرف دیگر سر باز زدن از تمنای آن زن به قیمت جان و آبرو و همه چیزش تمام می شد. چاره ای جز اظهار تسلیم ندید. اما فكری مثل برق از خاطرش گذشت . فكر كرد یك راه باقی است ، كاری كنم كه عشق این زن تبدیل به نفرت شود و خودش از من دست بردارد. اگر بخواهم دامن تقوا را از آلودگی حفظ كنم ، باید یك لحظه آلودگی ظاهر را تحمل كنم ، به بهانه قضای حاجت ، از اطاق بیرون رفت ، با وضع و لباس آلوده برگشت . و به طرف زن آمد. تا چشم آن زن به او افتاد، روی درهم كشید و فورا او را از منزل خارج كرد.


لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388   ساعت 10:51 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  صبر چیست و نتایج آن چه می باشد؟  
صبر چیست و نتایج آن چه می باشد؟

شانزدهمین حدیث از چهل حدیث حضرت امام خمینی (ره) در باب اسارت شهوت ، صبر ، معنای صبر و درجات و دستاوردهای آن است. امام این بحث را با روایتی از امام صادق علیه السلام آغاز می کند:

ابوبصیر می گوید ، که از امام صادق علیه السلام چنین شنیدم : " شخص آزاد در همه حالتها آزاد است اگر مصیبتی به او برسد ، بر آن صبر می ورزد ، و اگر مصیبت ها بر او هجوم آورند ، او را نمی شکند هر چند اسیر و مقهور گردد ، و سختی را به جای آسانی بگیرد ؛ چنان که یوسف بسیار راستگو ، وقتی به بندگی گرفته شد و اسیر و مقهور گردید ، به آزادی او ضرر نرسید و تاریکی چاه و ترس از آنچه به او رسید به او زیان نرساند ، تا اینکه خداوند بر او منت نهاد. و جبار متکبری را بنده او قرار داد ، پس از آن که مالک بود. پس خداوند او را ( به پیامبری ) فرستاد و به خاطر او به امتی ترحم رساند ، و همین طور صبر (کرد تا) خیر را به دنبالش آورد.

 پس شکیبایی بورزید و خود را مهیای شکیبایی سازید تا پاداش داده شود . "


اسارت شهوت ، منشأ همه اسارت ها

هر گاه انسان در چنگال شهوت و هوس های نفسانی قرار بگیرد ، در ادامه ، کارش به جایی می رسد که اطاعت از آنها را بر پیروی از اوامر و نواهی خدای متعال مقدم می دارد . در این حالت عزت و آزادگی از وجودش رخت برمی بندد. و غبار ذلت ، خواری بر او می نشیند و پیش اهل دنیا کرنش می کند.

کسانی که بنده دنیا و شهوت خودشان هستند ، نزد هر کس که دنیا را پیدا کنند یا احتمال بدهند که می توانند نزد او به خواسته های خودشان برسند خضوع می ورزند و این بندگی و اسارت ، انسان را همیشه در رنج و تلخی قرار می دهد.

اگر نفس انسان متوجه ذات مقدس خداوند شود ، ریسمان بندگی مخلوق را ازگردن بگشاید. چنان که در روایت آمده است: بندگی خداوند ، گوهر ارزشمندی است که باطن آن آزادی است.

در این صورت ، چنان حالتی در قلب پیدا می شود که روح ، احساس عظمت و رفعت می کند ، و حتی در این حالت اگر در اسارت کسی هم باشد استقلال و آزادگی نفس محفوظ خواهد ماند ، مانند حضرت یوسف و لقمان علیهما السلام . امام سجاد علیه السلام فرمود:" من عار دارم این دنیا را از آفریدگار آن خواستار شوم ، پس چگونه آن را از مخلوقی چون خود خواهش کنم؟ "


ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388   ساعت 0:57 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  درباره شیخ حسنعلی اصفهانی  

مرحوم نخودكي 146 سال پيش در اصفهان متولد شد و به‌خاطر ارادت پدرش به حاج محمدصادق تخت‌فولادي، از همان اوان کودکي تحت تربيت اين درويش غيرحوزوي قرار گرفت. خود را ملزم به اطاعت از حاج محمد صادق دانست و او نيز حسنعلي را «بنده علي» ناميد. حسنعلي تا 11‌سالگي که درويش فوت کرد، دست خويش را به دست او سپرده بود. در نوجواني در حوزه اصفهان از فقه و فلسفه ملامحمد کاشي و از فلسفه و حکمت جهانگيرخان قشقايي استفاده برد و سپس به نجف رفت و در درس حضرات آيات سيدمحمد فشارکي و سيدمرتضي کشميري که شيخ‌حسنعلي وي را «يگانه عصر خويش و مستجاب الدعوه» مي‌دانست (همان، ج1، ص 126) حاضر شد.

پس از سفرها و مراجعت‌هاي متعدد به اصفهان، مشهد و نجف تصميم به سفر حج گرفت و با ‌شيخ‌فضل‌الله نوري همسفر شد. شيخ‌فضل الله ارادت زيادي به وي نشان داد؛ به شکلي که وقتي «شريف مکه» براي برطرف شدن نياز خود به او مراجعه مي‌کند، شيخ‌فضل‌الله، حاج ‌شيخ‌حسنعلي را براي برآورده شدن اين حاجت معرفي مي‌کند. (همان، ج1، ص 104)

از سال 1327 قمري تا پايان عمر به مدت 34‌سال در مشهد ساکن شد و در ابتدا به تدريس فلسفه و عرفان پرداخت، ولي بعد از مدتي از تعليم اين دروس خودداري کرد (همان، ج2، ص 19) و حتي ديگران را از تحصيل آن نهي کرد و تنها با وجود شرايطي مثل مطالعه همه اخبار و احاديث اهل بيت (ع)، دانستن علم طب‌ و تزکيه و رياضت نفس، تحصيل اين علوم را جايز دانسته بود و مي‌گفت: «بخشي از معضلات علم حکمت و فلسفه، جز با مکاشفه حل شدني نيست.‌» (همان، ج1، ص 20)

حاج‌شيخ‌حسنعلي نخودكي نسبت به ديگر علوم، به مانند «فلسفه» حساسيت نداشت و حتي تحصيل علومي مثل «سحر» را لازم ولي استعمال آن را حرام مي‌دانست. (همان) البته روي خوشي به «اصول فقه» نشان نمي‌داد و مي‌گفت: «قسمتي از اين علم واجب و بسياري از آن اتلاف عمر است.» (همان)

با حاکم‌شدن رضاخان و سختگيري او بر روحانيون و پيش آمدن مسائلي مثل کشف حجاب و واقعه مسجد گوهرشاد، همچنين با مراجعات مکرر به شيخ‌حسنعلي، وي چند سال پايان عمر را به روستاهاي اطراف مشهد رفت و چون توقف ايشان بيشتر در ده «نخودک» بود، به نخودکي معروف شد. (همان، ج2، ص 23) وي هرچند از کارهاي رضاخان رضايت نداشت ولي در عين حال مي‌گفت: « اگر رضا شاه از بين برود فساد آن بيشتر از صلاح آن است. (چند سال ديگر خودش نابود مي‌شود.) » (همان، ج2، ص 58)

آن‌ چيزي که باعث شهرت حاج ‌شيخ‌حسنعلي نخودکي شده است، نقل کرامات و داستان‌هاي شگفت‌انگيز فراوان از اوست. خود او نيز در نامه‌اي به اين شهرت و سوء‌استفاده بعضي از آن اشاره مي‌کند. (همان، ج1، ص 136) آيت‌الله مرواريد که از شاگردان و سال‌هاي زيادي تحت تربيتش بوده است، دراين باره گفته بود: «هر روز در جلوي منزل او و حتي در محل تدريس او...


ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388   ساعت 8:55 بعد از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
  هوس رانی و شهوت طلبی  

هوس رانی و شهوت طلبی

غریزه ی شهوت در نهاد آدمی قرار داده شده است و این انگیزه ی قوی درونی، یکی از عوامل مهم تشکیل خانواده و توالد و تناسل است و به وسیله ی آن برخی از نیاز های جسمی و روانی انسان تأمین می شود.
اسلام برای ارضای این غریزه ی درونی، بر امر ازدواج تأکید نموده و ضمن برشمردن آثار فراوان آن ، ازدواج را در ابتدای دوران جوانی سفارش می کند. اسلام با هر گونه ارضای شهوت، به جز از طریق ازدواج به شدت مبارزه کرده و آن را مورد نکوهش قرار داده و تمامی لذت های جنسی با غیر همسر را حرام کرده است.

قرآن مجید می فرماید.
«قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم إن الله خبیر بما
یصنعون»(1)
«به مردان با ایمان بگو که دیده فرونهند و پاکدامنی ورزند؛ این برای آنان پاکیزه تر است
زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است.»


ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388   ساعت 11:40 قبل از ظهر   | توسط:   جوينده حقيقت | مطالب مرتبط

   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات مجاز می باشد!