تمرین بردباری

تمرین بردباری

خشم

كلام امیر كلام

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَك‌َ اَن یَكُون مِنْهُم

اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.  

حلم و بردباری، از بزرگ ترین فضایل اخلاقی است كه نقطه مقابل خشم و غضب است. بردباری یعنی قدرت تحمّل در برابر رویدادها و جریانات نامطلوب كه انسان را به خشم در برابر آن وامی‌دارد و به عكس‌العمل شدید و سریع برمی انگیزد؛ هنگامی كه سخن ناروایی درباره خود می‌شنویم، اقدام غیرمنصفانه و ناصحیحی را در مورد خودمان مشاهده می‌كنیم، و در هرموردی كه درباره ما برخورد جاهلانه‌ای می‌شود كه بطور طبیعی برانگیزنده خشم و غضب ما است، با نیروی حلم و بردباری باید با آن برخورد كنیم.

  • از چه راهی می توان به این فضیلت اخلاقی دست یافت؟

این پرسش، در كلام علی علیه‌السلام، پاسخ داده شده كه نكته بسیار مهمی را برای تمرین در كسب فضایل اخلاقی مطرح می‌كند. كسی كه دوست دارد بردبار باشد ولی هنوز نتوانسته به این فضیلت اخلاقی برسد، باید با تظاهر به بردباری یعنی با بردباری نشان دادن در برابرِ برخوردها، به تدریج به خُلق‌ بردباری برسد. این تظاهر، البته با تظاهرِ ریایی كه امر مذمومی است، كاملاً متفاوت است، زیرا هر تظاهری، ریا نمی‌باشد. ریاكار، برای فریب دادن مردمان، كار نیكی را به ظاهر انجام می‌دهد كه هیچ باور و اعتقادی بدان ندارد ولی كسی كه صفت بردباری را دوست دارد و در پی راهی برای تحقق‌ این فضیلت در خویشتن است، نه برای فریب دیگران و بهره برداری دنیوی و مادی از این فضیلت اخلاقی، بلكه به قصد تربیت خویش، به رفتار حلیمان در هنگام خشمگین شدن می‌پردازد و با این تمرین، در مسیر خودسازی گام برمی‌دارد.

سرّ اینكه در برخی از روایات، در مورد تشبّه به كفّار هشدار داده شده و مومنان را از تقلید آنان برحذر داشته، همین نكته است. اگر كسی در لباس و  پوشش و شیوه زندگی و آداب معاشرت، خود و خانواده و محیط زندگی خود را همسان كافران بسازد، به تدریج در سایر امور هم همچون آنان خواهد شد و اصالت و هویت فرهنگی و دینی خود را از دست خواهد داد.

منبع ::: سایت تبیان


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف

علم بی انتها

بسم الله الرحمن الرحیم

شما از لحاظ علمی درچه سطحی قرار دارید ؟

چقدر در زندگی شما ودیگران موثر بوده ؟ چه احساسی نسبت به خود

و دیگران داری ؟ آیا نسبت به پا یین تر از خود احساس غرور و  به بالاتر

ازخود احساس سرشکستگی وضعف داری ؟ آیا علم انتهایی دارد ؟  آیا

می دانید تعّلم وتعلیم چه ارزشی دارد؟

امام علی ( علیه السلام ) : علم سه وجب دارد.کسی  که به وجب اول

برسد . تکبر و ادعا میکند کسی که به وجب دوم برسد تواضع و فروتنی

می کند و کسی که به وجب سوم برسد به فقر خود پی برده  وبه مقام

فنا دست می یابد وپی میبرد که چیزی نمی داند .

خداوند در آیه 114 سوره طه می فرماید : " قل رب زدنی علما " ای

پیامبر بگو: خدایا علم  مرا زیاد کن. چطور پیامبری  که  علم ما کان و

یکون آگاه است ؟ امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید: در هر شب

جمعه پیامبر اکرم (ص) در عرش قرار می گیرد و ائمه(علیه السلام )به

دور حضرت جمع می شویم  وبه این عالم  برنمی گردیم  مگراینکه به

علم اضافه شود.چون علم خدا بی انتهاست پس مسائل بی انتهاست

وبازهم برای بیشتر شدن جا دارد.

وقتی کسی برای علم ازخانه خارج می شودبرای هر قدم هزار حسنه

نوشته می شود وفرشتگان اطرافش میگیرند و از او محافظت میکنند و

پرندگان اسمان و ماهیان دریا ها و جنبندگان صحرا ها همه به او  درود

می فرستند

اگر تمام دنیا به انسان داده شود ( اعم اطلا ،نقره ،معادن ...) و انسان

همه را در راه خدا مصرف کند ان یک گام برهمه ان افضل است

حضرت علی (علیه السلام) : علمتان را به جهل تبدیل نکنید پس وقتی

فهمیدید عمل کنید یقین خود را به شک تبدیل نکنیدپس وقتی به چیزی

یقین کردید عمل کنید

هر نعمتی زکاتی دارد  زکات علم تعلیم به دیگران  است  و ارزش ان به

اندازه ای است که مولی علی(علیه السلام) میفرماید: هرکس کلمه به

من بیاموزد مرا بنده خود کرده است

پس دوست عزیز

 (زگهواره تا گور دانش  بجوی )

 

جاودانگی(اوست مقدس که فناييش نيست)

 

جاودانگی

اوست مقدس که فناييش نيست


عمر ِ ما هفتاد سال و هشتاد سال که نيست. ما بوديم و هستيم و خواهيم بود. گريزي از اين نيست. ما چه بخوايم و چه نخوايم نمي تونيم بميريم. مرگ نداريم. اون مرگي هم که ميگن يه چيز ظاهريه براي اينکه بقيه که مردن ِ ما رو مي بينن به فکر فرو بيفتن و دست بردارن از تکرار کارهاي بيهوده.

در مقابل عمر نامتناهيي که داريم اين عمر ِ ما صفره. فکر نکن که هفتاد سالته. همه مون تا نود سالگي بچه شيرخوره ايم.

يه حکيم انگليسي در کتابي بنام Nursling of Eternity ميگه تازه موقع مرگ ما رو از شير ميگيرن و بهمون شکر ميدن!


حالا با اين عمر ِ جاودانه چه بکنيم؟ بياين توي اين عمر نامتناهي شغلمون رو بيابيم. شغل اصلي ما عاشقيه. عاشق ٍ پروردگار بودنه. عاشق خدا بودن هم يه چيز ِ خيالي نيست که بريم توي يه معبدي خودمون رو حبس کنيم و با دنيا تماس نداشته باشيم. خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد. عاشق ِ خدا بودن يعني عاشق ِ زيبايي بودن، عاشق ِ دانايي بودن و ....

ما اول توي بهشت بوديم.

گفتند: ميوه ي هستي نخور، چون هستي قيد ايجاد ميکنه و ما خورديم و مقيد شديم. يعني اول به قيد ِ نيستي، آزاده بوديم. آزاد و راحت. اما خواستيم از نيستي با پيدا کردن ِيک صورت ِ اختصاصي "هست" بشيم. پس از شر ٍ نيستي راحت شديم. شديم موجود.

بعد گفتند به ميوه ي ترکيب نزديک نشو. چون مرکب شدن ناراحتي داره. عناصر که ترکيب مي شن، بعدا مي خوان از هم جدا بشن و پوست از سرمون ميکنن. درواقع گندم يا سيب رمزي از همون ميوه ي درخت ٍ ترکيبه. حالا که اون ميوه رو خوردي و اومدي توي عالم ِ ترکيب. فکر نکن که ديگه تموم شد. ما هنوز هم داريم ميوه مي خوريم!

اون موقعي که بچه بوديم، توي بهشت ِ کودکي ِ خودمون بوديم. اما آرزوي بزرگ شدن داشتيم. ميوه ي عقل رو خورديم و شديم مکلف.

البته درسته که به توصيه ي نخور گوش نکرديم اما اين نخورنخورها رو براي اين گفتند که ما رو تشويق به خوردن بکنن! اگه نمي گفتن نخور ممکن بود صد سال که بگذره هم از کنار ِ اين ميوه رد نشيم، اما چون اشاره کردن بهش و گفتن نخور، ما تحريک به خوردن شديم. مثل موقعي که مثلا ميگن لواشک نخور و بمحض گفتن ِ اين حرف ما بزاقمون تحريک ميشه براي خوردن. ما اين ميوه ها رو خورديم و خوب کاري هم کرديم، چون در مشکلاتش تجربه ها کسب مي کنيم و به حکمتهايي ميرسيم.

بعد از مکلف شدن گفتند ميوه ي درخت علم رو نخور. چون نهايتا اگه اشتباهي کني ميگن جاهله و نمي دونه و مسؤول نيست. اما اگه عالم بشي ديگه مسؤول ميشي. ما گوش نکرديم و خورديم!

بعد از علمِ گفتند لااقل ميوه ي درخت ِ عشق رو نخور چون عشق چيز ساده اي نيست و حريفش نيستي. حتا کوه هم از پذريفتن ِ اين بار خودداري کرد. "که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشکلها". اما ما عاشق شديم و ميوه ي عشق رو هم خورديم.

"تنها شغل عالم عاشقيست. "

دکتر حسين الهي قمشه اي


زشت ترين چيزهاي دنيا از نبودن سرچشمه ميگيره و زيباترين چيزها از بودن ناشي ميشه. وقتي به يکي بگن تو هيچوقت نمي ميري، اصلا نمي توني بميري، ببينين چقدر شاد ميشه. پس "بودن" و "شادي" از يه جنسه.


به قول مولانا:

همچو خفتن گشت اين مردن مرا

ز اعتماد َ بحث کردن اي خدا

شما شبها که مي خوابين آيا مي ترسين برين توي رختخواب؟ چرا نمي ترسين؟ چون مي دونين قراره فردا صبح بيدار بشين. از اين اعتماد انسان جوان ميشه.


مرحوم ِ پدر اشعار ِ پيريشون از اشعار جوانيشون جوانتر بود. اين شعر رو پدر در هفتاد سالگي گفتن:

پرسند الهي کيستيِ؟ من عاشقي بي حوصله

آواره اي بي خانمان، ديوانه اي بي سلسله


(حکيم الهي قمشه اي)


پروانه اي پر سوخته، شمع ِ وفا افروخته،

زهر ِ صفا آموخته، عشق و جنون و ولوله

خنديم ما ديوانگان، بر قصر و کاخ ِ خاکيان

آن سان که مي خندد فلک بر آشيان ِ چلچله


(حکيم الهي قمشه اي)

نامه ای به خواهران خفته

«  بیداریه »

به نام خدا سلام خواهر خوبم بدان الان که این نامه بدست تو رسیده نشانه ای است که مورد رحمت وهدایت الهی واقع شدی چون در این دنیا هیچ حادثه ای بدون علت رخ نمیدهد چه خوبی چه بدی دیر یا زود در همین دنیا اثرش را میبینیم چیزی به اسم شانس واقبال وجود ندارد هر امری بر اساس قضا قدر و اعمال ونیات خودمان رخ میدهد اگر تاخیری در صواب وعقاب هست بدلیل اختیار ومهلتی است که خداوند دراین دنیا بما داده تا اخرین لحظه امتحا ن خودمان را نشان دهیم و جای اعتراض نباشد تمام سررشته مخلوقات دست اوست که اگراین رابا تمام وجود حس ودرک کنیم جلوی خیلی از گناهانی مثل خود پسندی، تحقیر وتمسخر دیگران، دروغ ،تهمت،غیبت، دزدی ، ظلم  بی بندوباری ... گرفته می شد خواهرم تو مسلمانی قران کلام خالق خود را خواندی که از تو خواسته که مو وبدن خود  را بپوشانی ومانند دوره جاهلیت آرایش نکنی ودر معرض دید مردان قرار ندهی. جلب توجه خداوندی که هست ونیست تو از اوست وبه مصلحت وعاقبت تواگاه است ودلیل وراه درست زیستن را به تو نشان داده ودر همه حال هوای ترادارد؛ مهمتراست یا چندانسان گمراه وبی ارزش که ترا بعنوان یک بازیچه برای هواوهوس دو سه روزۀ خود میخواهند وبعد به سراغ دیگری میروند. چون ذات انسان به چیزی جز منبع روح خود ارامش نمیگیرد عمر لذت گناه کوتاهست برای همین است از خدا بیخبران ازاین شاخه به ان شاخه میزنند تن به هرگناهی میدهند ولی چون از بیراه رفتند مانند کسی که دچار استسقاء شده (کسی که هر چه اب میخورد باز عطش داره) سیراب نمیشوند اگر پدر ومادر به بچه میگویند با اتش بازی نکن چون براساس عقل وتجربه  خطرناک بودن اتش را درک کردند حال اگر بچه گوش ندهد عاقبتش جز سوختن و پشیمانی چیست ؟ارزش زن مثل طلاست تابحال دیده ای طلافروش برای جلب توجه مردم طلا را سر کوچه بدون حفاظ، قفل و دزدگیر بفروشد؟ وبگویید مشکلی پیش نمیاد تابحال خانه ای را بدون قفل ودیوار دیده ای؟ پوشش زن همان حکم دیوار قفل ودزدگیردارد بدون ان ارزش وگوهر وجودت مورد سرقت چشمان ناپاک ونا محرم یا همان دلهای مریضی است که در قران ذکر  شده ؛ قرار میگیرد. نگوادم باید دلش پاک باشد، من نمی توانم چادر بگیرم، این پسر خاله ،پسر عمه ... وهرچه مرد فامیل؛ اینها محرم تو نیستند رابطه ونسبت باعث ابطال حکم خدا که نمی شود بلکه دررابطه نزدیک احتمال گناه بیشتر است اینها حربهای شیطا ن وپیروانش است تا حکم خدا را سبک  بشماری توکه شیعه حضرت فاطمه وپدر وشوهر وفرزندانش هستی چرا باید الگوی پوششت غربیها یی باشند که علرغم زرق وبرق ظاهریشان در سرگردانی وتنهایی وفلاکت فسادشان غوطه ورند نه خانواده ای نه تکیه گاهی نه احترامی، نه زن پابند ومتعلق به شوهراست ونه مرد به زن حتی بچه معلوم نیست پدرش کیست؟ بچه های نامشروع ،کاهش سن سقط جنین دردختران، ایدز،همنشینی با حیوانات ،قتل ،جنایت ،اعتیاد همه ارمغان بی بندوباری وبی ایمانی است چرا چادر خانم فاطمه زهراعلیها السلام (که دلیل خلقت ادم بوده) را با بد حجابی ووخودارایی انسانهای گمراه وبی دین عوض کردی ؟ از مکافات وعدالت پنهان خدا درزندگی خود ودیگران حتما دیده وشنیده ای اگر بی حجابی وارایش تو باعث چشم چرانی وگمراهی مردان واز بین رفتن عشق ونظام خانواده واجتماع بشود؛ مطمئن باش طبق قانون وعدالت خداوند کسی پیدا میشود با روش خودت عزیزانت رااز تو جداودلسرد کند و به بیراه وفساد بکشاند.شماکه درمجلس امام حسین(ع)میروی ومیخواهی درسختی دنیاواخرت بدادت برسد پس چرا بااین ظاهرت زیرعلم دشمنانش سینه میزنی. عده ای ، دیگرحرمت مجالس محرم وصفررانگه نمیدارند خدا میداند ضربه بدحجابی تو بدتراز ضربه خنجر شمر میباشد چون امام بخاطر حفظ دین وناموس کشته شد بنظرتوامام زمان(عج) انتقام خون بناحق ریخته جدش راباید از چه کسی بگیرد؟   بلعم باعورا یکی از علمای بنی اسرائیل بود که اسم اعظم میدانست ومستجاب الدعوة در لشکرکشی حضرت موسی برای فتح بیت المقدس دشمنان از او خواستند انها را نفرین کند ابتدا سر با ز زد بعد که وسوسه شد نتوانست نفرین کند اسم اعظم از او گرفته شد رو به حیله اورد به دشمنان گفت : زنان ودختران خود را آرایش کنید وبعنوان خرید وفروش کالا به میان لشکر بفرستید همین کار کردند لشکر دچار انحراف شد وبیماری طاعون بیست هزار نفر از لشکر راکشت مرگ فراگیر شد تا اینکه جلوی انحراف گرفته شد. اینست نتیجه فرهنگ بی عفتی وبی حجابی وعذاب خدا. الان به خودت وجامعه ات نگاه کن میخواهی در مقابل خالق خود بایستی برای چه وکی؟ دشمن اسلام ومسلمین که نژاد تو ودین پیامبر والش صلوات ... علیهم بی ارزش  میپندارند؟ و الان خرسند که نتیجه نیرنگ فرهنگیش راازطریق ماهواره واینترنت برای سست کردن پایه اسلامی ( که هیچ کس از نژاد، زیبایی ،مقام ،ثروت وحتی علم بجز تقوا برتر نمیداند) روی تومی بیند. این دنیا مسافر خانه است ودو یا سه روز بیشتر دران نیستی آیا حاضری تمام سرمایه ات را برای مسافرخانه وسفرت خرج کنی وبعد دست خالی به شهرت برگردی؟ اگر بخاطر خدا چشم از این لذتهای شیطانی بپوشی نه تنها سختی را حس نمی کنی بلکه ارامش واسایش اولین نتیجه ایمانت میباشد.  اصلا ایمان در لغت بمعنی" امنیت" و مومن یعنی "درامان خدا ازبلاها وسختیها" شاید با دیدن افراد با ایمان فکر کردی انها چگونه ازاین همه لذت چشم پوشی کردند اما بدان انها دلشان برای شما بیشتر میسوزد وتعجب میکنند چطور لذت دائمی اخرت رابا لذتی زود گذرو نا قص  دنیا عوض کردید درست مانند کودکی که به اویک انبار طلا ویک آب نبات میدهند واوآب نبات را برمیدارد چون ارزش طلا رانمیداند اما راهکار چیست ؟ الان خدا بواسطه بنده ای از بندگانش ترا مورد خطاب قرار داده پس اگردلت بیدار شده، یک یا علی بگو وضو بگیر دو رکعت نماز حاجت بخوان یاحداقل رو بقبله بشین اول خدا را شکر کن وبخواه دستت را بگیرد وترا براه راست بیاورد واز شر شیطان ونفس امّاره و همنشین بد وگمراه حفظ کند. همیشه سعی کن بابهتر از خودت از نظر ایمان واخلاق دوست شوی چرا کسی که مطیع خداست بهترین وخالص ترین همنشین وراهنما میباشد. برای همین میگویند اگر کسی را می خواهی بشناسی به دوستانش  نگاه کن. بگرد دوستی اینچنین پیدا کن که کمال او درتو سریع اثر خواهد کرد . از قران، دعا ،علما ومجالس دینی و زیارتها « البته بشرط اینکه حرمت امامها وامامزاده ها باحجاب کامل حفظ کنی » استفاده کن. که الان متاسفانه با بدترین وضع  به این مکانهای مقدس وارد میشوند وتوقع دارند حاجت روا هم بشوند در صورتیکه غیر مسلمانان در مکانهای عبادیشان با پوشش مناسب وارد میشوند. مسوولین وخدام هم علرغم وجود تابلوهای «حجاب اسلامی الزامی است» مانع این حرمت شکنی ها نمی شوند. بد حجابی مانند ویروس است که براحتی به انسانهای ضعیف سرایت میکند. پس گنا ه ازیبن بردن  زشتی بی حجابی که سرچشمه مصیبتها وبلاهای خانمانسوزوقهر خداوندی( که شامل خشکسالی ،گرانی ، بیماریهای لاعلاج ،اعتیاد ،بیکاری،طلاق وتصادفها است ) بر گردن توست اگرزیبای های وجودت راحس کنی دیگرنیازی به رنگ لعاب برای جلب توجه محرم ونامحرم نداری. این خودنمایی ها نشانه ضعف درونی ،خودباختگی وعدم خود باوری است. خواهرم به مرگ وسرانجامت وسرگذشت ادمهای خوب و بد فکر کن شبها که به رختخواب رفتی چشمهایت را ببند وفکر کن در حفرۀ تنگ وتاریک قبر هستی دیگرکسی نیست به ان موهای رنگ کرده پریشان وچشم وصورت بزک کرده نگاه کند جز مأمورهای عذاب وگرزهای اتشین وپشیمانی بی حاصل. این تمرین بسیار خوبی است برای خودسازی همۀ انسانهای غافل. از خدا بخواه ترا ازاین خودنمایی بی نیاز کند. ازقدرت ماورائی دعا غافل نشوازدیگران هم بخواه برایت دعا کنند خصوصا والدین حتی اگر دراین دنیا نباشند. از خدا عاقبت بخیری  بخواهید واینکه شما را بحال خود نگذارد چرا که شیطان درهیچ حال دست ازوسوسه برنمی دارد حتی در اوج ایمان. بدان هروقت دچار غرور شدی نسبت به انچه(از نعمتهای مادی ومعنوی ) داری وخود رابه بخاطره ان از دیگران برتر دانستی بدان که در دام شیطان سقوط کردی چرا که خودش با 6 هزار سال عبادت ومقام بالا بخاطره غروروخودپسندی از امر خدا سرباز زد وازدرجه اعلی به اسفل السافلین سقوط کرد حالا توبا این وضع می خواهی پیرو کسی باشی که از سجده به تو خوداری کردوقسم خورد که نگذارد تو بنده خدا باشی . انشاء... بحق دعای مهدی فاطمه(عج) همه ما براه راست هدایت شویم و مسلمان از این دنیا برویم امین یارب العالمین.« والسلام علی من اتبع الهدی » 

                                                                                             

از همه دوستانی که این نامه را خواندند در خواست میکنم با چاپ وانتشار آن در شهر و محله 

خود در این امر خیر شریک شوند به امید ریشه کن شدن عاملان  فساد و بدحجابی .اجرتان با

فاطمه الزهراء (علیه السلام)  التماس دعا

منبع::: http://bidarie.blogfa.com/

سخنان حکمت آمیز




" به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است"  . روسو



" اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری"  .  بزرگمهر



" آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است"  . پوشه



" برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی "يگانه برتر " هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد"  . جبران خلیل جبران



" به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم "  .  آندره ژید



" اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است "  . فردریش نیچه



" بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید"  . ارد بزرگ



" دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل"  .  کارلوس کاستاندا



" شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه پذيرفته شود"  . آلبركامو



" تا چيزي را نپذيريم نمي توانيم تغييرش دهيم "  .  كارل يونگ



" صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با ياس و درماندگي رو به رو نخواهد شد"  . ناپلئون



" وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند "  .  پوپ



" ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم "  .  شوپنهاور



" خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند"  . اسکاول شين



" اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی"  . ارد بزرگ



" اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد"  . بزرگمهر



" آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز



" اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال شما نخواهد آمد"  .  مارو اكلينز



" اگر ندانيد كه به كجا مي رويد , چگونه توقع داريد به آنجا برسيد ؟"  .  باسيل اس.والش



" خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد "  . فيثاغورث



" وقتي هدفمان را از دست مي دهيم مجبور هستيم سعي خود را چند برابر كنيم "  . مارك تواين



" هيچ يك از تمايلات نفس انساني خطرناكتر از تمايل به تنبلي نيست"  . اسمايل